سجاده بصیرت
 
بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید، همان جانباز جنگ صفین است که تا مرز شهادت پیش رفته بود...

شنیدم مرحوم حاج میرزا جواد آقاى تبریزى معروف - که از بزرگان اولیا و عرفا و مردان صاحبدلِ زمان خودش بوده است - اوایلى که براى تحصیل وارد نجف شد، با این‌که طلبه بود، ولى به شیوه‌ى اعیان و اشراف حرکت مى‌کرد. نوکرى دنبال سرش بود و پوستینى قیمتى روى دوشش مى‌انداخت و لباسهاى فاخرى مى‌پوشید؛ چون از خانواده‌ى اعیان و اشراف بود و پدرش در تبریز ملک‌التجار بوده یا از خانواده‌ى ملک‌التجار بودند. ایشان، طلبه و اهل فضل و اهل معنا بود و بعد از آن‌که توفیق شامل حال این جوان صالح و مؤمن شد، به درِ خانه‌ى عارف معروف آن روزگار، استاد علم اخلاق و معرفت و توحید، مرحوم آخوند ملاحسینقلى همدانى - که در زمان خودش در نجف، مرجع و ملجأ و قبله‌ى اهل معنا و اهل دل بوده است و حتّى بزرگان مى‌رفتند در محضر ایشان مى‌نشستند و استفاده مى‌کردند - راهنمایى شد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۸ توسط ایمان عمویی

در نخستین ساعات بامداد دیروز ( 11 مرداد 1392   ) پرواز شماره 545 بیروت تهران در فرودگاه امام خمینی (ره) به زمین نشست.

در حالیکه توی هواپیما مهمان مهمی نشسته بود، سالن انتظار فرودگاه مملو از مقامات طراز اول لشگری و کشوری بود. انبوه مردم هم اومده بودن. هواپیما ساعت 5:30 صبح در فرودگاه نشست. حدود نیم ساعت تشریفات اولیه
فرود و باند پرواز طول کشید تا اینکه درب خروجی هواپیما باز شد.

چشم بعضی ها پر از اشک بود و بعضی ها هم مات و مبهوت به پلکان هواپیما نگاه می کردن. بالاخره لحظه شماری تموم شد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱٢ توسط ایمان عمویی

پرده اول: ولایت پذیری در گذران تاریخ

تاریخ آیینه ای است که هر دم در آن بنگری حوادثی را می یابی که در عصر حاضر نیز می توانی مصادیقی برای آن بیابی. لذا عبرت گرفتن از گذشته و گذشتگان یکی از پیام هایی است که بار ها و بار ها بزرگان دین ، ما را به ان سفارش کرده اند.

در این بین حوادثی که در پیروی یا عدم پیروی از خط ولایت رخ داده و باعث عزت یا ذلت فاعلین آن شده ، یکی از شگرف ترین وقایعی است که مصداق دادن آن با جامعه امروز، می تواند خیلی از ظلمت ها را تبیین کند. لذا آنچه در این پرده می آید دو داستان تاریخی است که در اولی، چهره ای ذلت بار و در دومی، چهره ای عزت وار را خواهیم شناخت. باشد که با واکاوی بیشتر این دو داستان، به پرده ای از جمال و جلال راه ولایت دست یابید.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۱ توسط ایمان عمویی

 

دعاهائی
که موقع وضو گرفتن، مستحب است.

کسی که وضو می گیرد مستحب است موقعی که نگاهش به
آب می افتد بگوید:

" بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ الَّذی
جَعَلَ الماءَ طَهوراً وَ لَم یَجعَلهُ نَجِساً. "

موقعی که پیش از وضو دست خود را می شوید بگوید:

" اَللّهُمَّ اجعَلنی مِنَ التَّوّابینَ وَ اجعَلنی
مِنَ المُتَطَهِّرینَ. "

در وقت مضمضه کردن یعنی آب در دهان گردانیدن
بگوید:

" اَللّهُمَّ لَقِّنی حُجَّتی یَومَ القاکَ وَاطلِق
لِسانی بِذِکرِکَ. "

در وقت استنشاق یعنی آب در بینی کردن بگوید:

 " اَللّهُمَّ
لا تُحَرَّم عَلَیَّ ریحَ الجَنَّةِ وَ اجعَلنی مَمَّن یَشُمُّ رِیحَها وَ رَوحَها
وَ طِیبَها. "

موقع شستن رو ( صورت) بگوید:

" اَللّهُمَّ بَیِّض وَجهی یَومَ تَسوَدُّ فیهِ
الوُجُوهُ وَ لا تَُسَوِّد وَجهی یَومَ تَبیَضُّ فیهِ الوُجُوهُ. "

در وقت شستن دست راست بگوید:

" اَللّهُمَّ اعطِنی کِتابی بِیَمینی وَالخُلدَ
فی الجِنانِ بِیَساری وَ حاسِبنی حِساباً یَسیراً. "

در وقت شستن دست چپ بگوید:

" اَللّهُمَّ لا تُعطِنی کِتابی بِشمالی وَ لا
مِن وَراءَ ظَهری وَ لا تَجعَلها مَغلُولَةِ اِلی عُنُقی وَ اَعُوذُبِکَ مِن مُقَطَّعاتِ
النَّیرانِ. "

موقعی که سر را مسح می کند بگوید:

" اَللّهُمَّ غَشِّنی بِرَحمَتِکَ وَ بَرَکاتِکَ
وَ عَفوِکَ. "

در وقت مسح پا بگوید:

" اَللّهُمَّ ثَبِّتنی عَلی الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ
فیهِ الاَقدامُ وَاجعَل سَعیی فی ما یُرضیکَ عَنِّی یا ذاالجَلالِ وَ الاِکرامِ.
"

 

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۱ توسط ایمان عمویی

از یه یخ فروش پرسیدن: چی شد؟ فروختی؟

با ناراحتی جواب داد: نخریدن. تمام شد.

مدتی است اجرای اصل 44 قانون اساسی با هدف کوچک کردن بدنه دولت و واگذاری واحدها به بخش
خصوصی در اولویت برنامه های دولت قرار گرفته است. این بهانه ای شد تا کسانی که پول
های هنگفت خود را خرج مصارف بدون برگشت می کردند، اکنون خود را مدیر خطاب کرده و
عده ای را هم مشغول کار کنند. عده ای خاص که بر حسب تصادف! از بستگان دور و نزدیک
خودشان هستند. البته ملالی نیست. دارندگی و برازندگی!



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۱ توسط ایمان عمویی

 

اینل واترمن داستان آهنگری را می گوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به دیگران نیکی کرد اما با تمام پرهیزگاری در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد حتی مشکلاتش به شدت بیشتر می شدند.

یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد گفت واقعا عجیب است
درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مردی باخدا شوی زندگیت بدتر شده نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی هیچ چیز بهتر نشده ! آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر زندگیش آمده است .

اما نمی خواست دوستش را بدون پاسخ بگذارد روزها به این موضوع فکر کرد تا بالاخره جوابش را یافت بعدها که دوستش به دیدنش آمده بود گفت : در این کارگاه فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم می دانی چطور این کار را می کنم ؟ اول تکه ای از فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود بعد با بیرحمی سنگینترین پتک را بر می دارم و پشت سرهم بر آن ضربه می زنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می کنم تا جاییکه تمام این کارگاه را بخار آب فرا می گیرد فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله می کند و رنج می برد باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست پیدا کنم " یک بار کافی نیست

"آهنگر مدتی سکوت کرد سپس ادامه داد " گاهی فولادی که به دستم می رسد این عملیات را تاب نمی آورد حرارت پتک سنگین و آ ب سرد تمامش را ترک می اندازد می دانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد "

 



آنگاه مکثی کرد و ادامه داد : 

" می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما می کنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد .


اما تنها چیزی که می خواهم این است :

" خدای من از کارت دست نکش تا شکلی را که تو می خواهی به خود گیرم با هر روشی که می پسندی ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهای بیفایده پرتاب نکن.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۱ توسط ایمان عمویی
در این برهوت معرفتی که هر کس دنبال زندگی خودش است، دغدغه اسلام و انقلاب شما را راحت نمی‌گذارد. می‌خواهید کاری بکنید. می‌خواهید خودتان را بسازید و در کنار این خود سازی پیام عظیم اسلام و انقلاب را به همه برسانیدطبیعتاً جمعی را تشکیل خواهید داد، چرا که شنیده‌اید «ید الله مع الجماعة» و البته مهم ترین عبادات اسلامی که قرار است رابطه ما را با خدا شکل دهند جمعی‌اند. پس دست بکار می‌شوید. چند نفر که همدیگر را می‌شناسید دور هم جمع می‌شوید و کاری را شروع می‌کنید. نیتتان را خالص می‌کنید و چند موتوره کار می‌کنید. چشمتان به جمله روح‌بخشی از پیر جماران می‌افتد:
«یا أَیهَا النبِىُّ حَسبُکَ اللَّهُ و مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنینَ.» چه خطاب افتخارآمیزى است براى مؤمنین! چه خطاب مسئولیت‏آورى است براى مؤمنین! افتخارآمیز براى اینکه با اینکه خداى تبارک و تعالى کافى است و هیچ کس در مقابل حق تعالى قدرتى ندارد، قوه‏اى ندارد، همه هیچند، ولى خداى تبارک و تعالى به مؤمنین- که مؤمنات هم داخل مؤمنینند- این افتخار را مرحمت فرموده است که در پهلوى اسم مبارک خودش مؤمنین را هم ذکر فرمود: «براى تو، خدا و کسانى که متابعت کردند، مؤمنینى که از تو متابعت کردند، کافى است». با اینکه خدا کافى است لکن همچو تشریفى را به مؤمنین- که مؤمنات هم داخل هستند- مرحمت فرموده است که خدا و مؤمنین، کسانى که از تو تبعیت کردند، از تو کفایت مى‏کنند. چقدر افتخارآمیز است براى ما، براى مؤمنین براى شما مخدرات، براى شما مؤمنات، که شما [را] در ردیف خداى تبارک و تعالى قرار داده است، و چقدر مسئولیت آور است این خطاب.» (1)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۱ توسط ایمان عمویی

 
دل"غریبمان" چند روزی است برایت تنگ شده...

سلام ! ما که نمی شناختیم تو را، ما که نمی دانستیم " عباسعلی نیرین" کیست، اما دل "غریبمان" چند روزی است برایت تنگ شده. مثل دل شهدا که خیلی برایت تنگ شده بود.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٤ توسط ایمان عمویی

انسان موجودی است اجتماعی و برای رسیدن به کمال،محتاج ارتباط باجامعه  است. دین مبین اسلام نسبت به جامعه وجامعه گرایی  اهتمام ویژه دارد. جامعه آثار و قدرت هایی دارد که در فرد نیست و این آثار در رسیدن  افراد به 
اهداف متعالی الهی بسیار مهم وتعیین کننده است. نگاه اسلام نسبت به سازماندهی جامعه، سازماندهی تشکیلاتی و یا به عبارت بهتر ایجاد ابرتشکیلات اسلامی یا حکومت اسلامی است. برای رسیدن به اهداف حکومت اسلامی، بهترین راه، ایجاد ریز تشکل های درون سیستمی است.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/٤ توسط ایمان عمویی
تمامی حقوق مطالب برای سجاده بصیرت محفوظ می باشد