سجاده بصیرت
 
بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید، همان جانباز جنگ صفین است که تا مرز شهادت پیش رفته بود...

از یه یخ فروش پرسیدن: چی شد؟ فروختی؟

با ناراحتی جواب داد: نخریدن. تمام شد.

مدتی است اجرای اصل 44 قانون اساسی با هدف کوچک کردن بدنه دولت و واگذاری واحدها به بخش
خصوصی در اولویت برنامه های دولت قرار گرفته است. این بهانه ای شد تا کسانی که پول
های هنگفت خود را خرج مصارف بدون برگشت می کردند، اکنون خود را مدیر خطاب کرده و
عده ای را هم مشغول کار کنند. عده ای خاص که بر حسب تصادف! از بستگان دور و نزدیک
خودشان هستند. البته ملالی نیست. دارندگی و برازندگی!


از یه یخ فروش پرسیدن: چی شد؟ فروختی؟

با ناراحتی جواب داد: نخریدن. تمام شد.

مدتی است اجرای اصل 44 قانون اساسی با هدف کوچک کردن بدنه دولت و واگذاری واحدها به بخش
خصوصی در اولویت برنامه های دولت قرار گرفته است. این بهانه ای شد تا کسانی که پول
های هنگفت خود را خرج مصارف بدون برگشت می کردند، اکنون خود را مدیر خطاب کرده و
عده ای را هم مشغول کار کنند. عده ای خاص که بر حسب تصادف! از بستگان دور و نزدیک
خودشان هستند. البته ملالی نیست. دارندگی و برازندگی!

اما از طرفی، مدت ها قبل از اجرای این اصل به طور رسمی، بسیاری از ادارات و نهادهای
دولتی، آن را به شیوه ای دیگر! منتهی غیر رسمی ، اجرا می کردند. امروزه در هر
اداره و سازمانی پر شده است از نام های خانوادگی مشابه و نسبت های فامیلی دور و
نزدیک، که واقعاً  نمی دانیم اینها بر حسب تصادف است یا ... البته بعضی
از مدیران خوش فکر ! روش جدیدی هم ابداع کرده اند که طی آن برای اینکه انباشت
     نام های خانوادگی مشابه در یک ارگان بوجود نیاید،
نام های مشابه را به ارگان دیگر قرض ! داده و در قبال آن ،  نام خانوادگی مشابه
مدیر آن ارگان را قرض می گیرند. یه چیزی شبیه به قرض الحسنه! تازه اینجوری هر دو
ثواب می برند!

ادارات ما تبدیل شده به شرکت های خصوصی که گویی مانند نظام پادشاهی باید از نسل خودشان
اداره شود و غریبه ای در کار نباشد و گاهاً به کاخ نشینانی تبدیل شده اند که گویی
فراموش کرده اند که پول مردم را باید برای رفاه آنان خرج کنند ، نه رفاه خودشان.

آنوقت همین مدیران در جلسات صبح تا غروب خود، با موضوعات طرح تحول اقتصادی، طرح تحول
اداری، نخبه پروری و ... به دنبال پیاده کردن منویات مقام معظم رهبری پیرامون
" جهاد اقتصادی " هستند! غافل از اینکه گام نخست اجرای مدیریت موثر و
استراتژیک، داشتن نیروی انسانی متخصص و با تعهد است، نه صرفاً نیروی انسانی!!! که
در اینصورت هزینه ها کاهش و سودآوری افزایش می یابد و آهنگ حرکت و به تعبیر حضرت
آقا " جهاد " مفهوم پیدا می کند.

نقش بسیج و بسیجیان متعهد و دلسوز در طول دوران پس از انقلاب بر کسی پوشیده نیست. اما
حلقه مغفول ادارات ما، در بُعد وسیعی، نبود تعهد و دلسوزی و تخصص لازم است.

علت در اینجاست : بجای اینکه بسیجیان را کارمند کنیم ، کارمندان را بسیجی کرده ایم. و
با وعده 3% اضافه حقوق در ازای داشتن کارت بسیج! اکنون همه کارمندان ما بسیجی !
شده اند.

ای بسیجی متعهد! اکنون باید یخ های مغزت را بفروشی تا کارمند شوی. امان از روزی که یخ
هایت را نخرند و تمام شود.  


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٥/۱۱ توسط 
تمامی حقوق مطالب برای سجاده بصیرت محفوظ می باشد