سجاده بصیرت
 
بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید، همان جانباز جنگ صفین است که تا مرز شهادت پیش رفته بود...

موضوع سبک زندگی،حلقه مفقوده چرخه تکاملی جوامع اسلامی و بخصوص جامعه شیعی ماست. حربه ای که سالهاست از سوی استکبار جهانی در حال اجراست تا جائیکه علناً در صحبت های خود از تغییر سبک زندگی اسلامی ایرانی دم می زنند. اما در این بین واقعاً چه بر سر ما آمده که اکنون گرایش به سبک زندگی غربی و آمریکایی، نشان شخصیت و فرهنگ والای استفاده کنندگان و از طرف دیگر ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی و مدگرایی، محکوم به تحجر و سنت زدگی می شود؟

نویسنده در این مقاله سعی کرده است با انجام تحقیقات میدانی چگونگی و چرایی این تغییر روند را به طور ریشه ای و از نگاه دینی بررسی کند و عوامل تناقضات فکری و اعتقادی فرزندان با والدین را مورد واکاوی قرار دهد. اینکه چرا در خانواده ای که پدر و مادر مذهبی هستند، پسر بی نماز و دختر        بی حجاب می شود؟ یا بالعکس، در خانواده ای که پدر و مادر دغدغه دین و دینداری ندارند، پسر انقلابی و دختر باوقار و متین؟ در نهایت  نتیجه تحقیقات در چهار بخش بررسی شده است: 

 1- رابطه زن با شوهر     2-رابطه شوهر با زن    

 3-رابطه والدین با فرزند      4-رابطه فرزند با والدین


1-رابطه زن با شوهر:

یکی از موثرترین جنبه های رفتاری در روند زندگی زناشویی و تربیت فرزندان، دیدگاه زن نسبت به شوهر است. در دین مبین اسلام، شوهر به عنوان ولی و سرپرست زن معرفی شده است.(الرجال قوامون علی النساء). اینکه جایگاه و نقش ولی (شوهر) در ذهن زنان جامعه اسلامی و دینی چگونه نقش بسته شده، سوالی است که باید جوابی برای آن یافت. طبق آموزه های دینی، ولیّ مطلق همه انسان ها، خداست. در مراحل بعدی، پیامبران،امامان و
در زمان غیبت امام معصوم نیز فقیه جامع الشرایط زعامت و سرپرستی مردم را بر عهده دارند. کسانی که ولیّ و سرپرست دارند از دو جنبه باید از او اطاعت کنند: 1- جبنه تعبدی 2-جنبه تکلیفی.

در جنبه تعبدی که نشات گرفته از اعتقادات ماست، با اتکاء به آیات قرآن، حکم ولیّ عادل در هر سطح که باشد(خواه شوهر،ولی فقیه،امام یا پیامبر) حکم خداست و لازم الاجرا. از جنبه تکلیفی نیز راه رسیدن به مقصد، پیمودن راه ولی است. حال باید از زنان جامعه اسلامی پرسید که تبعیت پذیری زن از شوهر به عنوان ولی چگونه است؟ موضوع سبک زندگی از جمله مسایلی است که اخیراً مقام معظم رهبری توجه بیشتری به این امر نمودند و همه را
نسبت به اجرای سبک زندگی اسلامی توصیه فرمودند. به راستی چقدر در خانواده های ما تبعیت پذیری محض زن از شوهر وجود دارد؟ مگر نه اینکه الگوی تمام زنان عالم حضرت زهرا(س) است؟ در احوالات ایشان آورده اند که می فرمود: هیچ گاه از علی(ع) چیزی نخواستم که در توان او نباشد تا اینکه شرمنده من و فرزندان نشود.

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که فرزندان بیش از نیمی از خصلت ها و خصوصیات خود را از والدین به ارث می برند و به خصوص در دین مبین اسلام نیز دستورات ویژه ای برای ایام بارداری و حتی پیش از آن بیان شده که تفکر در این باب ما را به این نتیجه می رساند که نوع دیدگاه و احساس والدین و به ویژه مادران نسبت به پدران، در آینده فرزندان آنها موثر است.

2-رابطه شوهر با زن:

هر چند که زن می تواند با مدیریت صحیح اعضاء(شوهر و فرزندان) کانون خانواده را گرم نگه دارد، اما از آنجاییکه حس پذیرندگی در زنان وجود دارد لذا شایسته است که مرد با برانگیختن احساسات زن در جهت تثبیت محبت، دلگرمی و پشتوانه معنوی برای همسرش باشد چرا که اغلب دلیل انحرافات اخلاقی و فکری زنان در اثر کم توجهی و یا بی توجهی همسران آنهاست. همچنین تحمل مشکلات، صبر در برابر سختی ها و ناملایمات، مدیریت درست
منازعات خانوادگی، اهمیت به اطرافیان و به خصوص خانواده همسر، کسب درآمد حلال، غیرت ، مردانگی و چشم پوشی نسبت به نوامیس دیگران و نشاط و شادابی مستمر از عواملی است که می تواند مرد را به قهرمان شکست ناپذیر رویای زن مبدل کند و اگر اینگونه باشد زن نیز خود را مجاب می داند به اینکه زندگی اش را بیش از پیش قدر بشناسد و در جهت پیمودن مسیر سعادت و خوشبختی از هیچ کاری دریغ نورزد.

3-رابطه والدین با فرزند:

حال برگردیم به سوال اصلی بحث و اینکه چرا از درون خانواده های مذهبی فرزندان غیرمذهبی و بالعکس ظهور می کنند؟ در دو قسمت قبل سعی شده که اثر وضعی ارتباط زن و شوهر را در زندگی زناشویی مورد بحث قرار دهیم و اینکه تا چه اندازه تبعیت پذیری زن از شوهر و مدیریت صحیح شوهر نسبت به زندگی می تواند اثربخش باشد. مطالعات نشان می دهد که هر چه این رابطه دو طرفه در زن و مرد بیشتر رعایت شود، اثرات مثبت آن در باطن فرزندان بیشتر هویدا می گردد. اینکه در اسلام می فرماید در دوران بارداری مادر هرآنچه ببیند، بشنود، بخورد یا بگوید در جنین تاثیر می گذارد ناظر به همین امر است. در احوالات مادر سید رضی و سید مرتضی (این دو برادر از عالمان برجسته عصر خود بودند و سید رضی، گردآورنده نهج البلاغه است.) آورده اند که از او پرسیدند چه کاری انجام داده ای که دو فرزند علامه تحویل اجتماع دادی؟ در جواب فرمود: پنج کار انجام دادم و انتظار داشتم فرزندانم امام شوند! آن کارها این است: 1-هر وقت توانستم قرآن خواندم. 2-هر وقت توانستم قرآن گوش کردم. 3-هیچ وقت غیبت نکردم و به غیبتی گوش
نکردم. 4-غذای شبهه ناک نخوردم. 5-همیشه با وضو بودم.

همه این موارد برای دوران پیش از زنده بودن جنین است.(یعنی قبل از 4 ماهگی جنین) از این دوران به بعد که جنین صاحب روح می شود و زندگی می یابد علاوه بر خصوصیات باطنی که عایدش می شود، باید از نظر مهارتی نیز تقویت گردد.

بعد از همه این جریانات، تازه به دوران تولد فرزند می رسیم. دورانی طلایی برای بالفعل کردن خصوصیات درونی. در واقع یک فضای خالی(بخوانید هارد خالی) برای پرکردن مطالب و مهارت های مفید. دانشمندان می گویند: نیازی نیست به فرزندان چیزی بیاموزید.آنها هر آنچه را باید، می دانند. فقط کافیست با فراهم کردن بستر مناسب نیروهای بالقوه آنها را به بالفعل تبدیل کنید. در سنین کودکی و نوجوانی نیز فرزندان، والدین را الگوی خود قرار     می دهند و ارتباط پدر و مادر را با یکدیگر، دورنمایی از زندگی آینده خود
می بینند. بنابراین والدین علاوه بر اینکه خودشان باید نقش الگوی رفتاری، گفتاری، و اعتقادی برای فرزندان خود داشته باشند از طرفی هم باید برای جلوگیری از تک الگویی شدن، آنها را با گروههای اجتماعی و افراد قابل اطمینان آشنا کنند و در واقع حالت انقباضی آنان را به انبساطی تبدیل نمایند.

4-رابطه فرزند با والدین:

اغلب فرزندان اگر نتوانند نقش خود را در خانواده پیدا کنند یا به آنها اجازه پیاده کردن نقش خود را ندهند، از طرفی نسبت به والدین گریزان و از طرف دیگر نسبت به فضای بیرون از خانه مشتاق می شوند. در خانواده ای که پدر به مادر بی احترامی می کند یا بالعکس، طبیعتاً فرزندان هم همین حس را نسبت به پدر و مادر بدست می آورند و نقش حیا و احترام به بزرگتر در کانون خانواده متزلزل می شود. افراط و تفریط در همه حال مضر است. لذا والدینی که با آزادی و محبت بیجا محدودیت های مختلف را برای فرزندان خود تجویز می کنند علناً فرزندان را نسبت به خود می شورانند و باید این مطلب را به خود بقبولانیم که متاسفانه در اکثر موارد نتیجه ناهنجاری های فرزندان ناشی از مدیریت نادرست پدر و مادر در برخورد با آنان می باشد.

نتیجه گیری:

رشد و تربیت فرزندان در دو مرحله کلی انجام می پذیرد: مرحله اول؛ از زمان ازدواج زوجین تا 4 ماه اول بارداری، مرحله دوم؛ از دمیده شدن روح در جنین تا سن ازدواج. در مرحله اول که به صورت مجازی رخ می دهد، طرز تفکر، نوع دیدگاه، میزان محبت و علاقه به زندگی در زوجین اثر وضعی در آینده فرزندان به بار می آورد. به طور مثال اگر زنی در اوایل ازدواج فکر خیانت به شوهر را در سر بپروراند، یقیناً این طرز تفکر در بطن فرزند آنان قرار   می گیرد البته شاید هیچگاه به نیروی بالفعل در او تبدیل نشود. در مرحله دوم نیز وظیفه والدین فراهم کردن بستری مناسب برای فرزندان است تا خصلت های دورنی آنها بروز نماید.

در نهایت این پدر و مادر هستند که شاکله اصلی فرزندان آینده را شکل       می دهند. پس بیایید برای داشتن جامعه ای دینی با فرزندانی صالح، در سبک زندگی خود بازبینی داشته باشیم و پیش از اینکه دود غلیظ غفلت، آینده جامعه اسلامی ما را با خطر جدی مواجه کند، با بینش و بصیرت کافی درست عمل کنیم.

ایمان عمویی کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٦/٢٧ توسط 
تمامی حقوق مطالب برای سجاده بصیرت محفوظ می باشد